داستان واقعی
عشق به این بزرگی
شخصی دیوار خانه اش را برای تغییر
دکوراسیون خراب میکرد(در خانه های ژاپنی فضایی خالی بین دیوارهای چوبی قرار
دارد.)این شخص در حین خراب کردن دیوار در فضای بین ان مارمولکی را دید که
میخی از بیرون در پایش فرورفته است.دلش سوخت ولی یکباره کنجکاو شد!
وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد.این میخ تقریبا دو سال پیش که این خانه ساخته می شد کوبیده شده است!
چه اتفاقی افتاده است؟!مگر چنین چیزی امکان دارد؟!چطور ممکن است که این مارمولک در چنین محیطی دو سال زنده مانده باشد؟!
متحیر از این مساله کارش را متوقف
کرد و در گوشه ای نشست و مارمولک را زیر نظر گرفت.در این مدت دائم از خود
میپرسید:در این مدت چکار میکرده؟!چگونه میخورده و چه میخورده؟!
همان طور که به مارمولک نگاه می کرد یک دفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد.مرد به شدت منقلب شد...
نتیجه:
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 17:54 توسط الناز
|
